تبلیغات
غروب فتنه 88 - بازخوانی نقش دولت‌ها و رسانه‌های غربی در فتنه 88 قسمت 2

غروب فتنه 88

بزرگ مردتاریخ

جستجو
مطالب اخیر
لوگو دوستان

>

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

ادامه پست قبلی


کمک امریکا به اغتشاشگران

نویسنده مقاله سپس با اشاره به کمک های امریکا به اغتشاشگران در ایران می نویسد: گزارش های زیادی وجود دارد که از برنامه دولت امریکا برای بی ثبات سازی ایران خبر می دهند. گزارش هایی وجود دارد که حاکی از کمک مالی دولت امریکا به بمبگذاری و کشتار در داخل ایران است. طبق یکی از این گزارش ها، ژنرال «میرزا اسلم بیگ»، رئیس سابق ارتش پاکستان طی گفتگوی رادیویی اعلام کرد: اسناد بی چون و چرایی وجود دارد که بر دخالت امریکا در قضایای انتخابات ایران دلالت دارد. این «اسناد ثابت می کند که سازمان سیا، 400 میلیون دلار در داخل ایران به منظور بروز آشوب های پس از برگزاری انتخابات، هزینه کرده است.»

دستیار سابق وزارت خزانه داری امریکا می‌افزاید: در صورتی که از نظر عاقلانه به انتخابات ایران بنگریم باید از ایرانیان پرسید که اگر کشور شما از سوی امریکا و رژیم صهیونیستی به‌طور مداوم تهدید به جنگ یا حتی حمله هسته ای شود، آیا شما ترجیح می‌دهید که بهترین مدافع خود را رها کنید و کسی را انتخاب کنید که از سوی امریکا و اسرائیل ترجیح داده شده است؟ وی سپس خطاب به مدعیان تقلب در انتخابات ایران می گوید: آیا شما باور می کنید که مردم ایران به کسی رای داده باشند که ایران را به کشوری تبدیل کند که تحت نفوذ امریکا باشد؟ رابرتز در بخشی از گزارش خود با تاکید بر تاریخ کهن و فرهنگ بالای ایرانیان می نویسد: درصد کمی از جوانان ایرانی به دلیل برخی لذت جویی های شخصی، وابسته به غرب هستند که این افراد به راحتی توسط پول های امریکا سازمان دهی می شوند تا با دولت ایران و موازین اسلامی این نظام به مخالفت بپردازند.

اما در این میان تأکید‌ رسانه‌های خارجی مبنی برانجام تقلب در انتخابات ایران و حمایت از آشوب‌های خیابانی با توجیه نادیده انگاشته شدن رأی مردم، حمایت‌های بیگانگان از انقلاب رنگی، جریان مزبور را عیان ساخت. بی شک آشفته ساختن فضای سیاسی جامعه،کسب مساعدت بین‌المللی، ایجاد فشار به حکومت از سوی بیگانگان تحت عناوینی همچون جریمه‌های دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی و کاهش به رسمیت شناختن رئیس‌جمهورمنتخب از جمله کارویژه‌های نیروهای بیگانه می‌باشد. از دیگر سو آنچه که درتمامی‌انقلاب‌های رنگی به عنوان وجه مشترک مطرح است حمایت کشورهای خارجی و تکیه بر برخی از منابع آنها می‌باشد. به‌طورمشخص بر اساس مشاهدات شهروندان تهرانی سفارتخانه‌های کشورهای انگلیس، فرانسه و استرالیا در آشوب‌های روز شنبه تهران به آشوب‌طلبان و تروریست‌هایی که از بیم دستگیری متواری بودند، پناه دادند. باتوجه به اخبارمزبورکاملاً می‌توان دریافت جریان مزبور پایی نیز در کسب حمایت‌های بیگانگان و فضاسازی‌های بین‌المللی آنان دارد.
نتایج سرمایه گذاری های غرب در رسانه

سیطره خبری وروانی غرب بر افکار عمومی ، با سرمایه‌گذاری هنگفت به دست آمده است. بیش از نیمی از کارمندان خبرگزاری‌ AP در خارج این کشور مشغول به کار هستند و 240 دفتر در سراسر دنیا دارند. یعنی در برخی کشورها چند دفتر را در مناطق مختلف تأسیس کرده‌اند.

سرویس بین‌الملل AP روزانه 14 میلیون کلمه خبر تولید می‌کند . خبرگزاری فرانسه در 120 کشور دنیا دفتر دارد و رویترز در 200 شهر دنیا دفتر دارد و به 19 زبان اخبار خود را منتشر می‌نماید.

در سفری که اخیراً دو نفر از مدیران ارشد AP به فارس داشتند، می‌گفتند که ما در غزه 18 خبرنگار داشتیم. آیا AP دلش برای مردم فلسطین سوخته است یا آنکه می‌خواهد انحصار خبری خود را در انعکاس وقایع غزه حفظ نماید. آن‌قدر در صحنه های خبری پرقدرت و گسترده حضور می‌یابند که رسانه‌های دیگر ناچارند وقایع غزه را به روایت خبری و تصویری AP منتشر نمایند.

به راستی چرا AP علاوه بر سرمایه‌گذاری روی انتشار اخبار در فضای مجازی، اقدام به تأسیس رادیو و تلویزیون هم می‌کند؟

آیا جمهوری اسلامی ایران توانسته است در پرونده هسته‌ای، حرف خود را از طریق رسانه‌هایش به گوش جهانیان برساند؟ کدام خبرگزاری ما توانسته است تصویر واقعی و شفافی از حقوق هسته‌ای ملت ایران به مردم دنیا و به رسانه‌های دیگر، مخابره نمایند. اگر شما جستجویی در گوگل و دیگر موتورهای جست‌وجو داشته باشید، بالای 90 درصد حجم اخبار و گزارش‌های مربوط به پرونده هسته‌ای ایران به روایت سه خبرگزاری رویترز، AP و فرانسه است.

میدان رقابت در خبرگزاری‌های داخلی الان سر این موضوع است که کدام خبرگزاری خبر سخنرانی فلان وزیر یا مدیر اجرایی و قضایی را چند دقیقه زودتر روی خط فرستاده یا این خبر تولیدی در چند روزنامه کشور استفاده شده است.

چرا باید خبرگزاری ای که حرف اول را در داخل کشور از حیث تعداد خبر، فراگیری حوزه‌های خبر، میزان مراجعه کاربران اینترنتی، سرعت ارسال خبر و دهها فاکتور دیگر حرفه‌‌ای، مورد توجه رسانه‌های کشور است، از تأسیس یک دفتر خبری در عراق یا ترکیه یا افغانستان که به نوعی مناطق و حریم امنیتی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شوند، محروم باشد؟

زمانی که ما میدان رسانه را به غربی‌ها واگذار می‌نماییم آن وقت برای ما واژگان‌سازی می‌کنند. جنبش‌های بیداری مردمی و ضدامپریالیستی را به واژه تروریسم ترجمه می‌نمایند. مأموران اطلاعاتی غرب را شهروند می‌نمایند و یا حتی در عرصه‌‌های اقتصادی، رواج صنایع «مونتاژ»‌را به «مدرنیزاسیون» ترجمه می‌کنند و حکومت‌های دست‌نشانده غرب را میانه‌رو می‌نامند.

قطعاً میلیون‌ها واژه‌ای که به سوی ما شلیک می‌شود با یک پشتوانه نظری است.اگر امریکایی‌ها به 60 زبان دنیا خبر منتشر می‌کنند و آژانس رسانه‌ای امریکا 700 میلیون دلار بودجه برای برنامه‌‌های رادیو تلویزیونی مخصوص ایران بودجه تخصیص می‌دهد، نشان می‌دهد که به اهمیت خبر و رسانه‌ پی‌ برده‌اند.

چرا بوش نومحافظه‌کار که در اوایل ریاست جمهوری‌اش می‌گفت قدرت از لوله تفنگ سخن می گوید، در ماههای آخر ریاست جمهوری‌اش در دیدار با وبلا‌گ‌نویسان کشورهایی چون ایران، چین، کوبا، ونزوئلا، بلاروس و سودان، به صراحت می‌گوید وبلاگ‌ها رسانه‌های کوچک هستند که می‌توانند انقلاب‌های بزرگ به وجود آورند؟

اگر خبرگزاری‌های داخلی روی بخش بین‌الملل می‌توانستند هزینه کنند نباید ما صحنه تحقیر امریکا در عراق و افغانستان را از دست می‌دادیم. کدامیک از حاضران در این جلسه، طی پنج سالی که از حمله امریکا به عراق می‌گذرد تصویر یک سرباز کشته شده امریکایی را که اعضای بدن و پیکر او غرق در خون و اعضای بدنش بر اثر انفجار خمپاره و مین متلاشی شده باشد، دیده است؟ تصویر کدام سرباز امریکایی را که از ترس خودکشی کرده است در رسانه‌های دیداری مشاهده کرده است؟ کدامیک از شما تصاویر سربازان کشته شده امریکایی را در افغانستان دیده‌اید؟ در طول شش سال گذشته، با وجود صدها خبرنگار و عکاس و فیلمبردار در عراق و افغانستان و با وجود کشته شدن بیش از 6 هزار امریکایی( طبق آمار رسمی) و براساس آمار غیررسمی که 20‌هزار نفر کشته شده‌اند، چه تصویری از این کشته‌ها دیده‌اید؟ چرا ما روایت جنگ 33 روزه را به دست رسانه‌های غرب دادیم و چرا در غزه حضور جدی نداشته‌‌ایم؟ چرا خبرگزاری‌های ما نباید در امریکا دفتر داشته باشند اما تهران به کلکسیون رسانه‌های خارجی تبدیل شده است و در برهه‌هایی بیش از 300 خبرنگار و عکاس در تهران حضور پیدا می‌کنند؟

چرا باید عکاس یک رسانه استرالیایی، به جرم عکاسی از یک سرباز مجروح امریکایی از عراق اخراج شود؟ چرا در هنگام حمله امریکا به عراق، اولین گروهی که به کویت وارد می‌شوند، تیم رسانه‌ای امریکا و خبرنگاران سی‌ان‌ان و فاکس‌نیوز هستند؟ و بی‌دلیل نیست که می‌گویند بغداد را سی‌ان‌ان فتح کرد.

یکی از ویژگی‌های مهم رسانه‌های غربی، فرهنگساز بودن آنهاست. این رسانه‌ها با تولید حجم بالای خبر و تحت‌الشعاع قرار دادن تولیدات بومی کشورهای ضعیف‌تر، پیام خود را القا می‌نمایند.از سوی دیگر ازدیاد روزافزون اطلاعات و گیجی و سردرگمی مخاطبان باعث شده تا حق انتخاب از مخاطبان سلب شود.

در حالی که رسانه‌های غربی سخت به دنبال فرهنگ‌سازی هستند، اما ما در حوزه خبری نتوانسته‌ایم این جریان‌سازی را به پیش ببریم و هنوز اسیر فرهنگ‌سازی‌های آنان در بخش‌های مختلف ورزشی، اقتصادی، فرهنگی و... هستیم. آن‌قدر در کوره‌ هالیوود می‌دمند که جوان ما شیفته فیلم‌های هالیوودی است، شلوار جین می‌پوشد و عشق او مک‌دونالد همراه با پپسی‌‌کولاست. آنان برای مردم ما هویت‌سازی می‌کنند و پایبندی‌های ذهنی برای نسل جوان ما در مقولات حقوق بشر و دموکراسی و ولنگاری می‌سازند.

آنان به نام خبر، نظر می‌فروشند. درک ما از فضا و زمان و مکان، بر مبنای واقعیت هایی است که آنان ساخته یابازسازی کرده‌اند. آنان تصویر را جانشین واقعیت کرده‌اند.
ژنرال ها و سربازان جنگ نرم چگونه عمل می کنند

تحولات بین‌المللى بعد از جنگ سرد به گونه‌اى شکل گرفته که در واکنش به آن به تدریج ناتو، از قالب صرفاً نظامى خارج شده و کار ویژه‌هاى دیگرى را براى خود تعریف می نماید. بعد از پایان جنگ سرد و حذف تهدید نظامی شوروی که هدف اصلی شکل گیری ناتو بود ، بسیاری از آگاهان استمرار حیات ناتو را غیرضروری دانستند . اما از آن جایی که سیاست خارجی ایالات متحد امریکا بر اساس یک دشمن و تهدید خارجی استوار است با تئوریزه کردن فضای بعد از جنگ سرد بر مبنای «جنگ تمدن ها » نه تنها استمرار حیات ناتو با ماهیت نظامی را ضروری دانستند بلکه با توجه به چالش جدید غرب در مقابل بیداری جهان اسلام، شاهدیم که دنیای غرب باز هم همچون گذشته با سردمداری امریکا به صورت غیررسمی ، سازمانی را در حوزه فرهنگ ایجاد کرده که به تعبیر مقام معظم رهبری می توان آن را « ناتوی فرهنگی » نام گذاشت. .بیانات مقام معظم رهبرى در مورد «ناتوى فرهنگی» اشاره‌اى ظریف به شرایط بین‌المللى کنونى دارد. تشکیل مجدد کمیته فرهنگى سازمان سیاى امریکا، تصویب برنامه‌هاى نفرت‌زدایى وزارت امور خارجه آن کشور، دستکارى‌ در متون فرهنگى و ادبیات سیاسى کشورهاى اسلامی، تاسیس و تقویت رسانه‌ها به ویژه شبکه‌هاى ماهواره‌اى رادیویى تحت نظارت سیا و کنگره امریکا جهت ایجاد امواج خبرى علیه کشورهاى هدف، تصویب بودجه 70 میلیون دلارى براى دخالت در امور داخلى ایران و سیاست‌هاى مشابه دیگر، شاخصه «ناتو»فرهنگى در نظم نوین بین‌المللى مى‌باشند.
ناتوی فرهنگی به روایت مقام معظم رهبری

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفری که سال 1385 به استان سمنان داشتند در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای استان سمنان در مورد ناتوی فرهنگی فرمودند :« من پریروز در روزنامه – البته سه ، چهار ماه قبل از این ، من مقاله اش را دیده بودم – گزارشی از تشکیل « ناتوی فرهنگی » را خواندم . یعنی در مقابل پیمان ناتو که امریکاییها در اروپا به عنوان مقابله با شوروی سابق یک مجموعه مقتدر نظامی به وجود آوردند ؛ اما برای سرکوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و ... از آن استفاده می کردند ، حالا یک ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز خطرناکی است . البته حالا هم نیست ؛ سال‌هاست که این اتفاق افتاده است .

مجموعه زنجیره به هم پیوسته رسانه های گوناگون – که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیون‌ها و رادیوها – در جهت مشخصی حرکت می کنند تا سررشته تحولات جوامع را به عهده بگیرند ؛ حالا که دیگر خیلی هم آسان و رو راست شده است. در گرجستان که یک تحول سیاسی اتفاق افتاد و جابه‌جایی قدرت انجام گرفت ، یک سرمایه دار امریکایی و صهیونیست یهودی – البته اسمش معروف است ، من نمی خواهم اسمش را بیاورم – اعلام کرد که من ده میلیون دلار در کشور گرجستان خرج کردم و تحول سیاسی ایجاد کردم ؛ خیلی راحت. 10‌میلیون دلار خرج می کنند ، یک حکومت را کنار می گذارند ، یک حکومت دیگر را سر کار می آورند ! اینها باید روی مردم اثر بگذارند ؛ باید اجتماعات درست کنند . در اوکراین هم همین کار را کردند؛ در جاهای دیگر هم همین کار را کردند. گاهی اوقات تأثیراتشان به شکل دیگری است و تعیین کننده است؛ شاید این را در یک جمع دانشجویی دیگر گفته باشم که ماهاتیر محمد ، نخست وزیر سابق مالزی – که بسیار هم آدم پرکار و دقیق و جدی و پایبندی بود – به تهران آمد ، به دیدن من هم آمد ؛ همان اوقات بود که تحولات گوناگونی در آسیای شرقی اتفاق افتاده بود ؛ در مالزی ، اندونزی و تایلند و زلزله اقتصادی به وجود آمده بود . همین سرمایه‌دار صهیونیستی و بعد سرمایه دارهای دیگر ، با بازیهای بانکی و پولی توانستند چند تا کشور را به ورشکستگی بکشانند. در آن وقت ماهاتیر محمد به من گفت : من فقط همین قدر به شما بگویم که ما یک شبه گدا شدیم ! البته وقتی کشوری وابستگی اقتصادی پیدا کرد و خواست نسخه های اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را عمل بکند ، همین طور هم خواهد شد .
تلاش شکست خورده امریکا برای انقلاب رنگی در ایران

در شهریور سال 88 شاهد پخش برنامه ای دو قسمتی باعنوان «به اسم دموکراسی» از سیمای جمهوری اسلامی ایران بودیم. در این برنامه، سه تن از سربازان جنگ نرم (هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو) که به ارتباطات فامیلی و کاری با خاندان رژیم سابق به ویژه فرح پهلوی اذعان داشتند، پرده هایی از یک سناریو و ماموریت طراحی شده در آن سوی مرزها را به تصویر کشیدند.

این پروژه که با اسامی گوناگونی همچون «‌براندازی نرم»، «انقلاب مخملی»، « کودتای سفید»، «کودتای نرم» و «انقلاب رنگی» تعریف می شود، به طور عمده چهار گروه تاثیرگذار در جامعه یعنی دانشجویان، زنان، روزنامه نگاران و اساتید دانشگاه را مورد هدف قرار می دهد.

اسربازگیری از دانشگاه‌ها

تجربه انقلاب های مخملین نشان می‌دهد سرمایه گذاری بر روی جوانان به ویژه جنبش‌های دانشجویی، یکی از مهمترین مولفه‌های پیش برنده طرح هایی چون براندازی نرم است. اولین تجربه انقلاب رنگی در دوران پس از جنگ سرد، در یک دوره زمانی 6 هفته ای یعنی از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در کشور چکسلواکی به ثمر نشست. حلقه دوم این انقلاب که در واژگان علوم سیاسی به کودتای فرامدرن (post-modern coup) شناخته می شود، در صربستان (1997) و به وسیله جنبش دانشجویی اتپور ( به معنای مقاومت) تکمیل گردید و سپس در سال 2003، حلقه سوم آن در گرجستان با حرکت دانشجویی کمارا ( به معنای «بس است») تدارک دیده شد. در اوکراین نیز گروهی از جوانان و دانشجویان آموزش دیده، حرکتی به نام پورا (به معنای لحظه موعود فرارسیده) را در سال 2004 طراحی و به مرحله اجرا گذاشتند که به عناوینی همچون انقلاب نارنجی، سرخ و شاه بلوطی ملقب گردید. این سناریو در بلاروس با نام جنبش زوبر و در انقلاب لاله ای 2005 قرقیزستان که دانشجویان در صفوف مقدم آن قرار داشتند با نام اتپور (مقاومت) ادامه یافت.

این پروژه در جمهوری اسلامی ایران نیز از اوایل دهه 70 به صورت جدی کلید خورد تا گروهی از عناصر خود فرو رفته و وابسته، اقدام به سربازگیری از دانشگاه‌های کشور نمایند. در پروژه ای که حلقه کیان طراحی نموده بودند، ماموریت عبور از میدان مین و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجویی گذاشته شد تا جنبشی که خاستگاه و فلسفه وجودی آن با عدالت خواهی، استکبار ستیزی و استقلال محوری تعریف شده است، به ابزاری در جهت تحقق و اجرای سناریوی دشمن تبدیل گردد. ثمره این سرمایه گذاری در شبه کودتای 18 تیر سال 1378 خود را به خوبی نشان داد و عناصر فریب خورده ای چون علی افشاری، رضا دلبری، اکبر عطری، عبدالله مومنی، موسوی خوئینی، رضوی فقیه و. . . به عنوان پیشقراولان جنبش دانشجویی معرفی گردیدند.
سرمایه گذاری چندوجهی

باشکست شبه کودتای 18 تیر، طراحان جنگ نرم به این نتیجه رسیدند که برای پیشبرد اهدافشان در جمهوری اسلامی ایران، نمی‌توانند برسرمایه گذاری روی قشری خاص حساب ویژه باز کنند بنابراین لایه های دیگری از جامعه همچون زنان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، نخبگان، کارگران و هنرمندان هم باید به میدان بیایند تا زمینه های انقلاب مخملین به صورت فراگیر و گسترده در کشور فراهم گردد.

اعترافات هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش نشان داد که روزنامه نگاران یکی از مهمترین گروه‌های هدف در پروژه براندازی نرم هستند. داستان پدیدارشدن روزنامه های زنجیره ای که رهبر معظم انقلاب در تعبیری ژرف و رسا از آنان به عنوان «پایگاههای دشمن» نام بردند و همچنین روزنامه نگاران خود فروخته و اجیر شده ای که بخش زیادی از آنان هم اکنون در کشورهای غربی به‌سر می برند، در تداوم جنگ نرم کلید خورده بود و هم اکنون نیز این پروژه با عناوین مختلف دنبال می شود.

در سال گذشته و جاری، شاهد سفرهای متعدد روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه های مختلف کشور به کشورهایی چون هلند، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، هند، ژاپن و... بوده ایم. در این سفرها، عناصری چون خاویرسولانا، الیزابت چنی و فرح کریمی، میزبان روزنامه نگاران ایرانی بوده اند و طی آن کلاس های آموزشی با تدریس کتاب هایی چون «از شورشیان آرمانخواه تا مبارزان بی آرمان» تالیف جین شارپ که ازسال 1993 در تیراژی وسیع در کشورهای اروپای شرقی و جمهوری های استقلال یافته شوروی چاپ و توزیع شده، همراه بوده است. بخشی از کارشناسایی و دعوت از روزنامه نگاران ایرانی، به عهده فاطمه حقیقت‌جو گذارده شده که هم اکنون در امریکا مستقر است. وی در سفر گروهی از روزنامه نگاران به ایتالیا، میزبان آنان بوده است.

تصویب بودجه 15 میلیون یورویی دولت هلند تحت عنوان «پلورالیزم رسانه ای در ایران» که برمبنای آن موسسه هلندی «هیفوس» وظیفه پشتیبانی مالی از روزنامه نگاران، رسانه های مکتوب و دیجیتالی را برعهده می گیرد، بخشی دیگر از پروژه سرمایه گذاری غرب بر اصحاب رسانه را هویدا می سازد.

براساس گزارش رسمی موسسه هیفوس، این موسسه در سال گذشته و همچنین سال 86، کمک های مالی خود را به موسسات، نشریات و سایت های اینترنتی همچون «راهی» متعلق به شادی صدر از روزنامه نگاران فمنیست، «کارورزی سازمان های جامعه مدنی» متعلق به محبوبه عباسقلی زاده که در نشریات فمنیستی قلم می زند، «کنشگران داوطلب» متعلق به سهراب رزاقی، «ایران گویا» به مدیر عاملی حسین باستانی عضو ارشد حزب مشارکت ایران، «مرکز فرهنگی زنان»، «کانون زنان ایران» و روزنامه اینترنتی «روز آنلاین» اعطا کرده است. در کنار موسسه هیفوس، موسسات واسطی همچون «بنیاد دخترک»، «فریدوم هاوس» و «پرس تاو» نیزکار تدارک مالی، فنی و امنیتی روزنامه نگاران تجدید نظر طلب را برعهده داشته اند. برخی از اسناد منتشره نشان می دهد که کنگره امریکا، وزارت خارجه این کشور، بنیاد صهیونیستی سوروس، بنیاد به اصطلاح غیر انتفاعی خانه آزادی و شورای روابط خارجی ایالات متحده از سرمایه گذاران و پشتیبانان مالی حمایت از روزنامه نگاران ایرانی هستند.
جنبش های فمنیستی

بخشی دیگر از سرمایه گذاری چندوجهی دنیای غرب به ویژه ایالات متحده امریکا برای پیشبرد سناریوی جنگ نرم، معطوف به زنان و راه اندازی جنبش های فمنیستی و شبه آن است. در اوایل سال 85، برخی موسسات و سازمان های غیردولتی داخل ، اقدام به طراحی و اجرای پروژه ای تحت عنوان «کمپین یک میلیون امضا» نموده اند تا براساس آن به جنگ قوانین جزایی و مدنی اسلام بروند. هنوز چند هفته از جنبش به اصطلاح کمپین نگذشته بود که اسناد کمک‌های مالی آن که توسط سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی امریکا و هلند تغذیه می شدند، بر صفحه مطبوعات و سایت های اینترنتی نشست. روزنامه نیویورک تایمز پس از آشکارشدن این اسناد مالی، در تحلیلی نوشت: «پس از به بن‌بست رسیدن پروژه براندازی سخت، ما خود را ناچار به اتخاذ شیوه ای می دانیم که براساس آن انقلاب باید از درون توده های مردم ایران شکوفا شود. پروژه فعال‌کردن زنان ایرانی که نیمی از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، باید در مراسم هشتم مارس (روز زن) خود را نشان دهد. »
صید نخبگان

سرمایه گذاری بر روی عناصر نخبه، دانشگاهی و پژوهشگر، بخش دیگری از سناریوی چندوجهی غرب در جهت برپایی انقلاب نرم بوده است. در سال گذشته، بیش از 3هزار تن از اساتید دانشگاه و محققان ایرانی در قالب بورس های تحصیلی، فرصت های مطالعاتی و نشست های علمی از کشور خارج شدند که یقینا بخشی از آنها به عنوان سوژه و هدف، مورد توجه سرویس های اطلاعاتی و امنیتی دشمن بوده اند. بازخوانی سرگذشت یکی از این سوژه‌ها در سالیان گذشته، حاوی درس ها و اشارت های بسیار است. در شهریور 1385 وقتی که رامین جهان بگلو از زندان آزاد شد، به سراغ خبرگزاری «ایسنا» رفت و حرف هایی از جنس پشیمانی و افشاگری زد. وی درباره انتخاب این خبرگزاری برای مصاحبه گفت: «قبلا دیده بودم بین خبرگزاری های مختلف، این خبرگزاری متعلق به قشر روشنفکری است و آن را انتخاب کردم»

جهانبگلو در مصاحبه با خبرگزاری یادشده می گوید: «بنده به دلیل ارتباط با برخی نهادها و موسسات امریکایی دستگیر شدم. ارتباط من با بیگانگان از سال 1377 آغاز شد که به کانادا و سپس به دانشگاه هاروارد رفتم. بعد از این که سه سال در دانشگاه تورنتو تدریس کردم، سازمانی که مجله دموکراسی در آن منتشر می شد، بورسیه را به بنده پیشنهاد کرد که آن بورس را گرفتم و به واشنگتن رفتم. در موسسه NED که بودجه خود را از کنگره امریکا می گیرد و پیشتر در جهت فروپاشی کمونیزم در اروپای شرقی تأسیس شده بود، مشغول به کار شدم و بعد هم از طریق این موسسه با نهادها و مراکز دیگر مرتبط شدم و در کنفرانس ها شرکت می کردم و گزارش نهایی این جلسات را که بیشتر استراتژیک بود، به مسئولان آن موسسه می دادم. از طریق مسئولان موسسه با افرادی در وزارت خارجه آشنا شدم و کم کم در حلقه مأموران ویژه امریکا و اسرائیل خود را یافتم. . . به گذشته خود که نگاه می کنم خودم را یک قربانی می بینم. من فکر می کردم کار دانشگاهی انجام می دهم اما در حلقه ای قرار گرفته بودم که پول آن را سازمان های امنیتی می دادند و من اسم این مجموعه را امپراتوری می گذارم، بسیاری از مأموران امنیتی امریکا و اسرائیل از عناصر دانشگاهی هستند و خود را زیر نقاب مراکز فرهنگی و آموزشی پنهان کرده اند. من در این دوران برخلاف میلم رو در روی منافع ملی کشورم قرار گرفتم، امریکایی ها برای دستیابی به امپراتوری فرهنگی هزینه های بسیاری کرده اند و شعار آنها این است هرکس که با ما نیست علیه ماست، آنها برنامه ها و هزینه های بسیاری را برای منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی تدارک دیده اند. »
در حلقه بنیاد سوروس

اعترافات اولیه هاله اسفندیاری مبنی بر اینکه فعالیت ها و برنامه های مرکز ویلسون، از طریق بنیاد امریکایی سوروس حمایت و پشتیبانی مالی می شده است، منجر به شناسایی و دستگیری مدیر و نماینده این بنیاد امریکایی در ایران یعنی کیان تاجبخش شد. در اعترافات تاجبخش بر این نکته به صراحت آمده که بنیاد سوروس با ایجاد شبکه ارتباطی غیررسمی و تلاش برای توسعه و نفوذ آن در میان نخبگان و اساتید دانشگاه، وظیفه براندازی را دنبال می کرده است. به مدد تبلیغات رسانه‌ای، کیان تاجبخش یک جامعه شناس شهری و مدرس دانشگاه های ایالات متحده معرفی می شود.

تصویری که تا بیش از این از تاجبخش در برخی رسانه های داخلی ارائه شده، تصویر یک کارشناس «جامعه شناس شهری» و مدرس دانشگاه‌های ایالات متحده است اما حضور تاجبخش در محافل سیاسی، اجتماعی، رسانه ای و فرهنگی که هیچ فصل مشترکی با یکدیگر از حیث اتصال ماهیت و موضوع ندارند و دعوت نهادهایی چون «خانه هنرمندان ایران»، «انجمن جامعه شناسی ایران»، «دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران» و. . . از وی پدیدآورنده گمانه زنی های تازه ای بوده است.

کیان تاجبخش اجرایی کردن اهداف بنیاد سوروس را از طریق راه اندازی کارگاه های مطالعاتی با حضور دانشجویان و جوانان و تدریس اصول و مبانی شبکه سازی اجتماعی به مثابه اصلی ترین مبنای براندازی نرم حکومت ها دنبال می نماید. وی اگر چه مدرس رسمی دانشگاه های ایران نبوده اما از سال 1383 با حضور در کلاس های جامعه شناسی شهری، با عناوین مختلفی چون استاد «دانشگاه نوین تحقیقات اجتماعی نیویورک» پیرامون کیفیت «شبکه سازی اجتماعی» در مقام یک «سرمایه اجتماعی» سخنرانی کرده است. وی با چاپ کتاب «سرمایه اجتماعی، اعتماد دموکراسی و توسعه» در مهرماه 1385 که یک دکترینال اجتماعی و استراتژیک و الگویی ساختاری را برای سرمایه‌های پنهان براندازی نرم صورت بندی می کند، مدل ایرانی اندیشه های براندازانه هانتینگتون و فوکویاما را در این حوزه به ادبیات شبکه روشنفکری ایران وارد می کند.

اگرچه حرف و حدیث پیرامون سناریوی جدید و موثر دشمن که در سال‌های اخیر در قالب براندازی نرم اجرا می شود، بسیار است و در این مجال کوتاه، مجالی برای پرداختن بدان نیست، اما نگاهی به آرایش سیاسی- رسانه ای در برابر پخش برنامه «به اسم دموکراسی»، نشان می دهد که تقریبا تمامی لایه های سیاسی، رسانه ای و دانشگاهی غرب برای خنثی کردن این برنامه تلویزیون به میدان آمده اند و این امر علاوه بر حساسیت فوق العاده اطلاعات فاش شده، حکایت از تأثیرگذاری و موفقیت این برنامه تلویزیونی دارد.
سیا و جنگ سرد فرهنگی

«جنگ سرد» به دوران تاریخی اطلاق می شود که از اواسط دهه ۱۹۴٠ میلادی، با ‏پایان جنگ دوّم جهانی، آغاز شد و تا سال ۱۹۹۱ و فروپاشی اتحاد شوروی، یعنی ‏حدود ۴۵ سال، دوام آورد.

سازمان پیمان آتلانتیک شمالى (ناتو)، در سال‌هاى آغازین جنگ سرد در واکنش به پیمان نظامى بلوک شرق (ورشو) شکل گرفت. این سازمان کاملا متاثر از استراتژى «امریکا محور» تقابل با شرق بود و در سلسله مراتب‌ سازمانى آن، مقامات اول تا سوم باید امریکایى باشند. بر اساس میثاق ناتو اگر خاک یکى از کشورهاى عضو هدف حمله دشمن قرار گیرد، این تهاجم به منزله جنگ علیه همه اعضاى ناتو است و...

شاخص این دوران، رقابت و نبرد آشکار و پنهان سیاسی، ‏اقتصادی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و فرهنگی بلوک غرب، به رهبری ایالات متحده امریکا، ‏و بلوک شرق، به رهبری اتحاد شوروی، بود. ‏در این دوران، روشنفکران نیز به دو جبهه اصلی کمونیست و ضد کمونیست تقسیم ‏شدند و اگر مواضع روشنفکران مستقل و میانه‌رو با نگرش یکی از این دو جبهه اصلی ‏روشنفکری تعارض می‌یافت به وابستگی به جبهه دیگر متهم می‌شد. فضای قطب‌بندی ‏شده ای بود که لمس آن برای نسل جدید دشوار است. طبعاً، سرویس‌های ‏اطلاعاتی هر دو بلوک، شرق و غرب نیز در این حوزه روشنفکری فعال بودند. ‏

در سال‌های اخیر، با فروپاشی اتحاد شوروی و پایان یافتن جنگ سرد، توجه به ‏نقش سرویس‌های اطلاعاتی، به‌ویژه آژانس مرکزی اطلاعات امریکا (سیا)، در ‏حوزه‌های روشنفکری در دوران فوق افزایش چشمگیر یافته است. پژوهش‌هایی که در ‏این زمینه صورت گرفته، ثابت می‌کند که در دوران جنگ سرد در عرصه‌های ‏روشنفکری نیز، مانند سایر عرصه‌ها، این نبرد به‌شدت جریان داشت. این پدیده‌ای است ‏که «جنگ سرد فرهنگی» نام گرفته است. اینک در غرب، نسلی پرشور و دقیق از ‏محققین پدید آمده اند که بر پایه اسناد علنی شده سیا، گروهی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان و ‏مبلغان لیبرال دموکراسی را به همکاری با سیا و اینتلیجنس سرویس بریتانیا متهم می‌کنند. ‏این جنجالی است که برخی مطبوعات آن را «بحران روشنفکری لیبرال پس از جنگ ‏سرد» نامیده‌اند. ‏
جنجال کتاب خانم ساندرس

مهم ترین این تحقیقات، کتاب خانم فرانسس ساندرس، پژوهشگر و روزنامه نگار انگلیسی است ‏که چاپ اوّل آن در سال ۱۹۹۹ در لندن منتشر شد و غوغایی به ‌پا کرد. چاپ های بعدی این کتاب با ‏عنوان زیر در ۵٠۹ صفحه منتشر شده است: جنگ سرد فرهنگی: سیا و جهان هنر و ادب.‏

ویلارد منس، منقد، کتاب خانم ساندرس را «یکی از حیرت‌آورترین و افشاگرترین» کتبی خوانده که ‏تاکنون درباره سرویس اطلاعاتی ایالات متحده منتشر شده است. خانم ساندرس نشان می‌ دهد ‏که کورد مه‌یر، رئیس بخش عملیات بین المللی سیا، و دوست او، آرتور شلزینگر (پسر)، طبق ‏طرحی که ملوین لاسکی ارائه داد، حرکتی را آغاز کردند که به ایجاد شبکه فرهنگی غول آسایی در ‏سراسر جهان انجامید. خانم ساندرس این شبکه را «ناتوی فرهنگی» می‌ نامد. بودجه این عملیات ‏در سال ۱۹۵٠، یعنی در زمان دولت ترومن، ۳۴میلیون دلار در سال بود. سیا در چارچوب عملیات ‏جنگ سرد فرهنگی شبکه مطبوعاتی جهانشمولی ایجاد کرد که از ایالات متحده تا لندن و اوگاندا و ‏خاورمیانه و امریکای لاتین گسترش داشت و در تمام این دوران مطبوعات روشنفکری ‏متنفذی مانند پارتیزان ریویو، کنیان ریویو، نیولیدر، انکاونتر، درمونات، پرووه، تمپو پرزنته، کوادرانت و ‏... از سیا کمک های مالی مستقیم یا غیرمستقیم دریافت می کردند. ‏
وزارت فرهنگ بلوک غرب

به تعبیر خانم ساندرس، سیا در مقام «وزارت فرهنگ بلوک غرب» عمل می کرد. مثلاً از جکسون پولاک و نقاشی آبستره به شدت حمایت می کرد با این هدف که، در عرصه هنر، رئالیسم سوسیالیستی را شکست دهد.

در هالیوود، مأموران سیا کارگردانان را ترغیب می کردند که در فیلم های خود سیاهپوستان را هر چه بیشتر نمایش دهند، آنان را آراسته و خوش لباس به تصویر کشند و از این طریق ایالات متحده را جامعه‌ای آزاد و دموکرات بنمایانند. فیلم مزرعه حیوانات جورج ارول با سرمایه سیا تهیه شد. فیلم 1984 ارول نیز با بودجه سیا ساخته شد.

بسیاری از کتب کمپانی پراگر با بودجه سیا چاپ می شد. کتاب طبقه جدید میلوان جیلاس با بودجه سیا در شمارگان بالا منتشر شد و در سراسر جهان توزیع گردید. سیا ۵٠ هزار نسخه از یکی از کتاب‌های ایروینگ کریستول را برای توزیع مجانی در سراسر جهان خریداری کرد، سیا در سال ۱۹۵٠ با 10 میلیون دلار بودجه رادیوی اروپای آزاد را تأسیس کرد و موارد فراوانی از این قبیل.

طبق تخمین خانم ساندرس، در دوران جنگ سرد حدود یکهزار عنوان کتاب به وسیله سیا و در زیر نام بنگاه های انتشاراتی تجاری و دانشگاهی، فقط در ایالات متحده امریکا، منتشر شد.
سیا و کنگره آزادی فرهنگی

مهم‌ترین اقدام سیا، تأسیس کنگره آزادی فرهنگی بود که در ژوئن ۱۹۵٠ با حضور بیش از یکصد نویسنده از سراسر جهان در برلین گشایش یافت. در این اجلاس روشنفکران برجسته‌ای چون آرتور کوستلر، سیدنی هوک، ملوین لاسکی،ایناتسیو سیلونه و جورج ارول شرکت کردند. کوستلر در نطق خود اعلام کرد: «دوستان، آزادی تهاجم خود را آغاز کرده است!»

آرتور کوستلر رابطه نزدیک با سیا داشت و راهنمایی‌های او در فعالیت‌های سیا در میان روشنفکران بسیار مؤثر بود. سیدنی هوک در ۱۹۴۹ به مقامات امریکایی گفته بود:

به من یکصد میلیون دلار و یکهزار انسان مصمم بدهید؛ تضمین می‌کنم که چنان موجی از ناآرامی‌های دموکراتیک در میان توده ‎ها، بله حتی در میان سربازان امپراتوری استالین، ایجاد کنم که برای مدتی طولانی تمامی دغدغه وی به مسائل داخلی معطوف شود.

یکی از اولین اقدامات کنگره، صرف پول‌های کلان برای ایجاد نشریات روشنفکری در پاریس، برلین و لندن بود. هدف اولیه آن‌ها تقویت چپ‌گرایان غیرکمونیست و مارکسیست‌های مخالف شوروی بود. هدف دوّم، مقابله با روحیات ضد امریکایی در میان روشنفکران اروپای غربی با ارائه تصویری زیبا از ایالات متحده امریکا به‌عنوان اوج شکوفایی تمدن غرب.

هدایت کنگره آزادی فرهنگی را مایکل یُسلسون، کارمند واحد جنگ روانی سیا، به عهده داشت که بعدها به نویسنده‌ای سرشناس بدل شد. دستورات به شکل رمز از واشنگتن به آپارتمان محل زندگی یُسلسون و همسرش در پاریس انتقال می‌یافت. این سازمان تا زمان انحلال (۱۹۶۷) ده‌ها میلیون‌ها دلار پول از سیا دریافت کرد. 

عملیات «براندازی نرم» به سبک بنیاد امریکایی سوروس

بنیاد «سوروس» نامی است که این‌روزها اذهان ناظران سیاسی داخل کشور را بیش از پیش به خود معطوف کرده است. نام اصلی این بنیاد، بنیاد «جامعه باز» (Open Society) است و متعلق به یک یهودی میلیاردر به نام «جورج سوروس» می‌باشد. وی یک یهودی مجار تبار امریکایی است که سال‌های متمادی با تشکیل یک شرکت سرمایه‌گذاری و یک سازمان مطالعاتی حقوق بشر، به انجام اموری چندمنظوره مبادرت کرده است.

درخصوص ماهیت فعالیت‌های بنیاد سوروس، قضاوت‌های متفاوتی وجود دارد. نهادهای رسمی سیاست ‌خارجی امریکا و رسانه‌های وابسته به آن‌ها از جمله رادیو صدای امریکا معتقدند که «جورج سوروس فردی نوع‌دوست و نیکوکار مشهوری است که به بسیاری از پروژه‌های گسترش دموکراسی و توسعه اقتصادی در سراسر جهان کمک می‌کند.»

البته این طرز رویکرد منحصراً مختص چنین نهادهایی است و بسیاری از ناظران سیاسی و سیاستمداران کشورهای مختلف و مخصوصاً کشورهایی که به نوعی با پدیده «انقلاب‌های مخملی» مواجه شده‌اند، نظری بر خلاف این دارند.

«رادیو فردا» با پیروی از روزنامه «واشنگتن پست» فعالیت‌های بنیاد سوروس در ایران را به محورهایی چون «کمک‌های انسان دوستانه» و «بهداشت عمومی» تقلیل داد، اما BBC به عنوان آژانس خبری دولت انگلیس از موضعی متفاوت معتقد است: «موسسه جامعه باز با هدف پیشبرد دموکراسی، رعایت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادی، حقوقی و سیاسی ... حمایت از رسانه‌های مستقل و ... در کشورهای مختلف جهان فعالیت می‌کند.» اگرچه بسیاری از صاحبنظران سیاسی نیز به دور از تعارفات معمول دیپلماتیک و در چارچوب فکری دولتمردان نئومحافظه کاران امریکایی و البته بواسطه وجود اسناد مرتبط با فعالیت بنیاد سوروس در بسیاری کشورها، معتقدند که هدف این بنیاد در کشورهای مختلف چیزی نیست جز «براندازی نرم و خاموش» و دیگر فعالیت‌ها جنبه پوششی و کارویژه منحرف نمودن اذهان را پیدا می‌کند.

از دید صاحبان این رویکرد، سوروس به منظور ظاهرسازی این مسئله سعی نموده در هر کشور فعالیت‌های مالی و مطالعاتی را به همراه یکدیگر دنبال نماید. به عبارت دیگر، این بنیاد در کشورهای مربوط علاوه بر اینکه شرکتی را برای کسب ثروت و سرمایه گذاری تأسیس می‌کند، سازمانی مطالعاتی را برای چگونگی مصرف این درآمدها شکل می‌دهد و جالب آن که این دو سازمان حق برقراری رابطه مستقیم و یا حتی گفت‌وگو و تبادل نظر با یکدیگر را ندارند تا از این طریق راه بر هرگونه اتهام دولت‌ها مبنی بر حمایت سوروس از مخالفین این کشورها بسته شود.

سوروس در بیش از 30 کشور جهان از جمله جمهوری‌های آذربایجان، ‌ارمنستان، ‌ازبکستان، اوکراین، ‌تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، ‌قزاقستان و مولداوی دارای نمایندگی‌های فعال است.


ادامه در پست بعدی



نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد 1390 توسط ایرانی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
افزایش آمار
فروشگاه نوید آنلاین - کالا را درب منزل تحویل بگیرید مبلغ آنرا به مامور پست بپردازید