تبلیغات
غروب فتنه 88 - سکوت دیگر جایز نیست

غروب فتنه 88

بزرگ مردتاریخ

جستجو
مطالب اخیر
لوگو دوستان

>

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

فتنه سهمگین سال 88 را که بدون تردید می‌توان از آن به عنوان شورش علیه جمهوریت یاد کرد، شاید بتوان یکی از گردنه‌های صعب و سنگین در مسیر حرکت انقلاب دانست که در آن برخی نیروهای دیروز انقلاب خواسته یا ناخواسته قدم در راهی گذاشتند که نتیجه محتوم آن رویارویی با افکار و اندیشه‌های بنیانگذار انقلاب اسلامی بود.  اکنون که دو سال از آن حادثه فرصت سوز ولی عبرت آموز می‌گذرد و غبارها از چهره فتنه به کناری رفته و بسیاری از حقایق عیان شده است، بهتر می‌توان زوایای پنهان آن را مورد واکاوی قرار داد.  آن بخش از جریاناتی که آگاهانه به معارضه و مخاصمه با روند جمهوری خواهی ملت برخاستند و به بهانه‌هایی که هرگز واقعیت نداشت، در خدمت اهداف دشمن قرار گرفتند، اکنون به حکم قانون دوران محکومیت خود را سپری می‌کنند و برخی دیگر نیز فراری و در خدمت بنگاه‌های سخن‌پراکنی بیگانه علیه نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند که صد البته تکلیف این طیف روشن است و نحوه مواجهه با آنها نیز روشن‌تر.
در این نوشتار روی سخن با کسانی است که نه به‌صورت آگاهانه بلکه ناآگاهانه با سکوت یا مواضع بعضاً مبهم خود به هیزم فتنه افزودند. اینان همان کسانی هستند که رهبر معظم انقلاب بارها در سخنرانی‌های خود از آنها به عنوان «خواص بی‌بصیرت » یاد کردند.

در چرایی و دلایل سکوت این خواص مقالات متعدد و یادداشت‌های فراوانی نوشته شده است؛ اما از آنجا که هرکدام از این خواص بی‌بصیرت با اهداف و انگیزه‌های خاصی سکوت پیشه کردند، بنابراین نمی‌توان برای همه رفتارهای آنها تحلیل واحدی ارائه کرد. اما چرا این جماعت را خواص می‌نامند؟

خواص جامعه از آن رو خاصند و مواضع آنها اهمیت دارد که معرف جامعه‌اند و می‌توان گفت افکار و رفتار جامعه را مهندسی می‌کنند و حتی در برخی موارد از آنها به عنوان معدل جامعه یاد می‌شود؛ البته در سال‌های اخیر و متاثر از برخی رفتارها این تعریف و تلقی از خواص و نخبگی با تردیدهای جدی مواجه شده است که شاید طلیعه این تغییر نگرش مردم درباره نخبگی را انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم دانست که مردم برخلاف رویه مألوف و مرسوم به کسانی رأی دادند که نه نخبه بودند و نه سرشناس. از این رو خواص اصولگرای دیروزی که در انتخابات مجلس هفتم و خصوصاً ریاست جمهوری نهم از سوی مردم پذیرفته نشدند، اکنون در انتخابات(ریاست جمهوری دهم) جوان‌ترها پیروز شده و سهمی از این پیروزی برای خود قائل نبودند، ترجیح دادند در فتنه پس از آن سکوت توام با اعتراض و حتی همکاری با جریان فتنه را پیشه خود سازند. البته بودند خواص اهل بصیرت و دوراندیشی که از همان روزهای نخست فتنه فارغ از تعلقات حزبی و جناحی به روشنگری و مقابله با فتنه‌گران برخاستند و منافع ملی و مصالح نظام را در پای منافع شخصی و جناحی ذبح نکردند. با این توصیف خواصی را که درجریان فتنه سال 88 سکوت کردند می‌توان به‌صورت کلی در پنج بخش طبقه‌بندی کرد.

نخست: خواصی که هرگونه تغییر را دگرگونی در مسیر انقلاب تعبیر می‌کردند. از نظر آنان حفظ انقلاب اسلامی با حفظ نسل اوّل انقلاب در مناصب نظام گره خورده است. از این‌رو هرگونه تغییر و تحولی که باعث می‌شد تا آنها از گردونه مناصب اجرایی ولو با رأی مردم کنار بروند را بر نمی‌تابیدند و در مقابل آن صف‌آرایی می‌کردند. با این رویکرد برخی از خواص در فتنه سال 88 سکوت پیشه کردند و نزاع پس از انتخابات را نزاع انتخاباتی و نه نزاع با انقلاب و نظام ارزیابی می‌کردند.
دوم: برخی دیگر از خواص که شاید دیدگاه‌های شبیه بخش نخست را داشتند، معتقد بودند حضور غیر روحانیون و کاندیدا شدن آنها یعنی روحانیت زدایی از نظام. بنابراین برای جلوگیری از وقوع این آسیب روی حضور روحانیت در مناصب اجرایی تأکید داشتند. این افراد ضمن اشاره به تجربه بنی‌صدر در ریاست جمهوری مدعی بودند بدون حضور روحانیت در مناصب کلیدی نمی‌توان اسلامیت نظام را تضمین کرد. البته این دیدگاه با نقدهای فراوانی مواجه است. چنانکه در دولت‌های سازندگی و اصلاحات صرف حضور دو روحانی در راس قوه اجرایی کشور نه تنها نتوانست اسلام گرایی در قوه مجریه را تضمین نماید بلکه به عکس افرادی از درون این «دولت‌های روحانی!» اندیشه لیبرالیزم و سکولاریزم را عملاً تئوریزه کردند. طرفداران این دیدگاه نیز، نزاع پس از انتخابات را نزاعی خارج از حوزه روحانیت ارزیابی می‌کردند و معتقد بودند نه احمدی‌نژاد و نه موسوی هیچکدام شایسته هزینه‌شدن از جیب روحانیت را ندارند.
سوم: برخی دیگر از خواص هنگامی فهمیدند که فتنه پس از انتخابات ماهیتی انتخاباتی ندارد که بسیار دیر شده بود. آنان معتقد بودند آشوب‌ها مربوط به ضد‌انقلابی است که از خارج خط می‌گیرند و افرادی نظیر موسوی معترضانی هستند که به روند انتخابات اعتراض دارند. اینان می‌پنداشتند سران فتنه کماکان انقلاب، نظام و رهبری انقلاب را قبول دارند و لذا شایسته نیست مورد اعتراض قرار گیرند. اینها معتقد بودند «لجبازی»، «توهم»، «خودخواهی»، «بداخلاقی»، و مواردی از این قبیل موسوی و کروبی را به تقابل با نظام کشانده است.
چهارم: بعضی دیگر از خواص بودند که ابعاد فتنه را بسیار کوچکتر از آنچه بود، دیدند. لذا با کم اهمیت پنداشتن فتنه موضع‌گیری در برابر آن را لازم نمی‌دانستند! این دسته گمان می‌کردند مسائل پس از انتخابات، اعتراضی است شبیه اعتراضاتی که در هر انتخابات پیش می‌آید و پس از مدتی فرومی‌نشیند. بنابراین در مقابل این «اعتراضات انتخاباتی!» یا سکوت کردند و یا اگر موضعی اتخاذ کردند، ترجیح دادند علیه هر دو طرف ماجرا باشد. ماجرایی که یک سوی آن حق و سوی دیگر باطل بود! این قبیل خواص که تعداد آنها هم کم نبود شاید گرفتار نوعی محافظه کاری شدند و تا پایان فتنه ترجیح دادند تماشاچی باقی بمانند.
پنجم: بخش دیگر خواصی که در فتنه 88 ساکت ماندند، کسانی بودند که به نوعی گرفتار رودربایستی بودند. برخی از سران فتنه که در20 سال اخیر مناصب مهمی در اختیار داشتند و دستشان برای اعطای کمک‌های مالی به افراد و گروه‌ها باز بود، طیف وسیعی از خواص را «نمک‌گیر» کرده بودند. بسیاری از این خواص به دلیل اینکه خود نیت صادقانه داشتند، در روز حادثه فرض‌های خوشبینانه به‌صورت یک حجاب در برابر آنان قرار گرفت و مانع از آن شد که عمق خیانت فتنه‌گران را ببینند و در مقابل آن موضع بگیرند. البته بخش دیگری از خواص بودند که خود را عقل کل می‌پنداشتند و معتقد بودند که انقلاب باید براساس فهم و چارجوب‌های ذهنی آنها اداره شود. از این رو هرجا که ناهمخوانی و ناهمگونی در فهم تفکرات مشاهده می‌کردند، انتظار داشتند به آنها رجوع و از نظرات آنان تبعیت شود.

اینان ولایت فقیه را تاجایی قبول داشتند و از آن دم می‌زدند که همراه با دیدگاه‌های آنها باشد. از این رو در فتنه 88 آنها چون مواضعی مغایر با دیدگاه‌های رهبری داشتند، ایشان را تنها گذاشتند و عملاً با سکوت خود به اردگاه فتنه خزیدند.
اکنون که فتنه سال 88 با همه تلخی‌های آن سپری شده و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، فتنه‌های پیچیده تری در پیش است، این حادثه می‌تواند به عنوان یک نکته عبرت آموز و چراغ راه آینده، راهگشای مشکلات و حوادث بعدی باشد. این یک فرصت تاریخی برای خواصی است که سال 88 امتحان خوبی پس ندادند. فتنه‌ای که اکنون زمزمه‌های شکل‌گیری آن آغاز شده، توسط جریان انحرافی از دل اصولگرایی نشات گرفته و به نظر می‌رسد، این فتنه از فتنه 88 به مراتب خطرناک‌تر است. بنابراین در مواجهه با این فتنه دیگر سکوت جایز نیست و آن دسته از خواصی که بخواهند به هر دلیل و بهانه‌ای باز هم سکوت پیشه کنند، آینده تاریکی را برای خود ترسیم خواهند ساخت. چراکه راه انقلاب روشن و مسیر آرمان‌های امام و رهبری هموار. بنابراین هر کسی خارج از این راه و مسیر حرکت کند، به بیراهه رفته و از قطار پرشتاب انقلاب پیاده خواهد شد. تاریخ نمونه‌های فراوانی از این عبرت‌ها دارد، مبادا خواص از قافله انقلاب باز بمانند



نوشته شده در یکشنبه 5 تیر 1390 توسط ایرانی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
افزایش آمار
فروشگاه نوید آنلاین - کالا را درب منزل تحویل بگیرید مبلغ آنرا به مامور پست بپردازید