تبلیغات
غروب فتنه 88 - اکبر گنجی: اپوزیسیون سبز رویاپردازی نکند+چند خبر

غروب فتنه 88

بزرگ مردتاریخ

جستجو
مطالب اخیر
لوگو دوستان

>

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

متن کامل اخبار زیر را در ادامه مطلب بخوانید .........


اکبر گنجی  : اپوزیسیون سبز رویاپردازی نکند


میزگردی با حضور مشاور کروبی در بروکینگز


آموزش های ویژه MI6 برای اطاق فکر لندن


بالاترین به شورش کشیده شد!


اکبر گنجی  : اپوزیسیون سبز رویاپردازی نکند

اکبر گنجی طی تحلیلی در سایت رادیوفردا به نمایش ۲۵بهمن اشاره کرد و  نوشت: آرزو را واقعیت «پنداشتن» یا واقعیت «قلمداد» کردن، آدمی را خیال پرداز کرده و به استراتژی های نادرست سوق می دهد. موازنه قوا را باید به درستی ارزیابی کرد. مخالفان را «قوی» نشان دادن و رژیم را «ضعیف» نشان دادن، کار رویاپردازان است. دنیای مجازی مهم است و نقش مهمی در تحولات خاورمیانه و ایران داشته است، اما دنیای مجازی را نباید با دنیای واقعی یکسان پنداشت. رژیم، همچنان می تواند میلیونها تن را در روز ۲۲ بهمن، در سراسر کشور به تظاهرات خیابانی بکشاند.

 وی همچنین گردانندگان اپوزیسیون سبز را به رفتار قبیله ای متهم کرد و نوشت: آنها که در فقدان قدرت، به شدت قبیله ای عمل می کنند و صدا و مدیریت جنبش را به گونه ای بر می سازند که جز افراد قبیله خودشان کسی در آن حضور ندارد، اگر قدرت دستشان بیفتد چه می کنند؟

وی با تاکید بر اینکه اپوزیسیون به خطا رفته و باعث دوقطبی شدن فضا میان انقلاب و ضد انقلاب شده، به موضع گیری تند برخی چهره های ساکت علیه حرکت ۲۵ بهمن اشاره می کند و می نویسد: وقتی فضا دوقطبی شد میانه ها از بین می روند. میانه هایی چون ناطق نوری و حسن روحانی و میانه نمایانی چون لاریجانی، محسن رضایی و قالیباف به سمت حاکمیت رفته و حرکت ۲۵ بهمن را به شدت محکوم کردند و در واقع به نوعی برخی از شکاف ها در حاکمیت پر شد میانه هایی چون خاتمی و مشارکت هم به حاشیه رانده شدند و صدای آنها شنیده نخواهد شد.


میزگردی با حضور مشاور کروبی در بروکینگز

اندیشکده بروکینگز میزگردی با عنوان'حقوق بشر در ایران' برگزار کرد که 'کنت پولاک'(Kenneth Pollack) پژوهشگر ارشد و مدیر مرکز سابان برای سیاست خاورمیانه در بروکینگز ریاست جلسه را برعهده داشت.

به گزارش مشرق ، پیشاپیش بدلیل استفاده از برخی واژه ها در این میزگرد علیه جمهوری اسلامی ایران و انتشار ادعاهای مطرح شده در این میزگرد ضد ایرانی از مخاطبان خود عذرخواهی می کنیم اما بدلیل پی بردن به ماهیت از این نشست متن کامل آن را منتشر می کنیم.

 

شرکت‌کنندگان حاضر در این میزگرد عبارت بودند از: "جنیو عبدو"(Geneive Abdo) مدیر برنامه ایران در "بنیاد قرن"(Century Foundation)، "فیلو دیبل"(Philo Dibble) جانشین معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور خاور نزدیک، "مارکوس لونینگ"(Markus Löning) کمیسر سیاست حقوق بشر و کمکهای بشردوستانه دفتر خارجی فدرال در برلین و "مجتبی واحدی" ‌مشاور سیاسی مهدی کروبی نامزد سابق انتخابات ریاست‌جمهوری ایران.

اولین سخنران جلسه عبدو بود که شرح مختصری از گزارش بنیاد قرن و بنیاد "هاینریش بل"(Heinrich Böll) با عنوان "نقض حقوق بشر در ایران در اولویت دستورکار سیاست خارجی: ضرورتی جدید برای دولت¬های آمریکا و اروپا" ارائه نمود.

موضوع نقض حقوق بشر در ایران برخلاف ایالات متحده آمریکا، به دفعات در اروپا مطرح می‌گردد. عبدو اظهارداشت:"وضعیت در ایران پس از انتخابات 2009 رو به وخامت گرایید، نظام از تمرکز بر مخالفان و رهبران احزاب مخالف روی برگردانده و توجه خود را معطوف گروههای جامعه مدنی و دانشجویان نموده است."

عبدو آزار و اذیت دانشجویان را در ایران تشریح کرده و می‌گوید که مسئولان پرونده دانشجویان را از بین برده و به اجبار آنها را از دانشگاه اخراج می‌کنند. مردم ایران از دولتهای غربی می‌خواهند تا پا به میدان نهاده و "موضع شفافی" در قبال نقض حقوق بشر اتخاذ کنند که تحت لوای حکومت احمدی‌نژاد در حال وقوع است. عبدو تصریح کرد که حتی حامیان رژیم نیز این نقض آشکار حقوق بشر را نفرت‌انگیز می‌دانند بطوریکه این جریان می‌تواند فرصت خوبی برای تغییر افکار عمومی در ایران علیه دولت باشد.

واحدی سخنان خود را با تشریح استراتژی دولت ایران در قبال حقوق بشر قبل و بعد از انتخابات سال 2009 آغاز کرد. وی همچنین افزود: دولت ایران همواره با مسئله حقوق بشر درگیر بوده است اما آنها معمولاً تخلفات خود را تکذیب کرده یا پنهان می‌کنند.

پس از ژوئن 2009 دولت سعی کرد تا از اقدامات مغایر با حقوق بشر علیه جنبش اصلاح‌طلبان استفاده کند. واحدی دلیل آن را ناشی از ترس و وحشت دولت عنوان کرد تا مبادا جنبش سبز موفق شود مشروعیت دولت را به چالش بکشد. پس از گزارشات متعدد مبنی بر کشتار مخالفان، آنها دیگر "چیزی برای از دست دادن" نداشتند، بنابراین رژیم تصمیم گرفت از نقض حقوق بشر برای اعمال فشار بر جنبش اصلاحات استفاده نموده و آنها را تضعیف کند.

واحدی چندین مورد از این اقدامات را برشمرد که دولت ایران پس از انتخابات با هدف بهره‌برداری از عامل وحشت علیه جنبش سبز از آنها سود جست. در ابتدا، وی حادثه تلخ و ننگین زندان کهریزک را شرح داد که در آنجا 145 مرد را در یک اتاق 70 متری حبس کردند. پس از آن، مسئولان زندان 25 مجرم خطرناک را به این سلول منتقل کردند. پس از آن بود که اتهام تجاوز به عنف و ضرب وشتم بر سر زبانها افتاد. واحدی گفت که 16 ماه از وقوع این جرائم گذشت اما هیچ‌کس به عنوان مسئول این حوادث معرفی نشد. سعید مرتضوی از حامیان نزدیک احمدی‌نژاد که نامش در این پرونده به میان آمد، همچنان آزاد است و در برنامه‌های تلویزیون دولتی ظاهر می‌شود.

هرچند حادثه کهریزک برملا شد اما دولت وقت از آن به عنوان یک تهدید غیرمستقیم علیه مخالفان خود استفاده کرد: "اعتراض کنید به کهریزک خواهید رفت." بنابر اظهارات واحدی دولت برای ارعاب مردم از روش سانسور بهره گرفت تا آنجاکه سایت وابسته به گروههای مخالف و روحانیون رده بالای حکومت و مخالف با احمدی‌نژاد را مسدود کردند. حتی دادستان کل تهران بیانیه‌های خود را از روزنامه‌های وابسته به دولت بازپس گرفت. واحدی افزود: استراتژی دولت تا حدود زیادی موثر افتاد زیرا اعتراضات خیابانی و مقاومت علنی تقریباً ‌فروکش کرده است اما مخالفت با رژیم هنوز در جریان است.

لونینگ بر واکنش جامعه بین‌المللی در قبال وضعیت ایران تاکید داشت و عنوان داشت که "ما (به عنوان جامعه بین‌المللی) باید درباره شرایط موجود موضع شفاف اتخاذ نموده و مقامات ایران را تحت فشار قرار دهیم زیرا این استراتژی مطمئناً موثر خواهد افتاد." وی همچنین افزود: مسئولان ایران دوست ندارند تا تخلفات آنها برملا شود. بنابر اظهارات لونینگ، آلمان 50 نفر از فعالان ایرانی را برای ادامه زندگی و کار به کشور خود دعوت کرد. این رویکردی است که سایر کشورهای غربی نیز باید آن را دنبال کنند. جامعه بین‌المللی باید به ایران اعلام کند که"از آنها انتظار دارد تا قوانین بین‌المللی و قانونی اساسی خود را ارج نهد."

دیبل توجه حاضرین در جلسه را به فرمان اجرایی جلب کرد که اخیراً با هدف تحریم اشخاص حقیقی در دولت ایران به دلیل نقض حقوق بشر (از جمله سعید مرتضوی) تصویب شد. برنامه دموکراسی ایران امسال با بودجه‌ای بالغ بر 40 میلیون دلار دنبال می‌شود. اجرای این برنامه دشوار است زیرا جستجوی کسانیکه بتوانند در این برنامه مشارکت نمایند بسیار مشکل است. بنابر اظهارات دیبل، آزادی دسترسی به اینترنت در اولویت این برنامه و وزارت امور خارجه آمریکاست. جزئیات بیشتر درباره این برنامه به دلیل تضمین امنیت افراد فعال در آن انتشار نیافت اما دیبل تاکید کرد نرم‌افزاری در دسترس مردم ایران قرار دارد که بواسطه آن می‌توانند ارتباط خود را با داخل یا خارج از کشور تسهیل نماید.

کنت پولاک جلسه را با طرح این پرسش ادامه داد که چرا رژیم تا این اندازه نسبت به افشای موارد نقض حقوق بشر حساس است. واحدی اولین فردی بود که به این سوال پاسخ گفت: در حقیقت، رژیم اصلاً به این مسئله اهمیت نمی‌دهد. وی افزود: اگر اهمیتی برای این موضوع قائل بودند، خود راساً حوادث یک سال‌ونیم پیش را رقم نمی‌زدند. عبدو با این دیدگاه مخالف بود و خاطرنشان کرد براساس شواهد موجود فشار بین‌المللی و انتقاد برخی از اعضای جامعه روحانیون(که "صلاحیت اسلامی" رژیم را زیر سوال برده است) بر رفتار دولت تاثیر گذارده است.

فرد دیگری پرسید که جمع حاضر چگونه فلسفه وجودی تحریم را تایید می‌کند حال آنکه احزاب مخالف منجمله آقای میرحسین موسوی معتقدند که تصویب اینگونه تحریم‌ها صرفاً‌ تنبیهی برای مردم ایران خواهد بود. در پاسخ، واحدی تصریح کرد: "همگان نیک می‌دانند که تحریم‌های اقتصادی بر زندگی مردم ایران تاثیر منفی خواهد داشت اما کسانیکه نگران این تحریم‌ها هستند، باید بدانند که خود رژیم در بلندمدت وضعیت به مراتب ناگوارتری پیدا می‌کند و اینکه تحریم‌های هدفمند و "هوشمند" می‌تواند وضعیت موجود را تغییر دهد.

سایر سوالات به صورت کلی پرسیده شد. دو مورد از این سوالات به شرح زیر است: آیا جنبش سبز هنوز هم وجود دارد و اینکه "گزینه نظامی" چه تاثیری بر جنبش دموکراسی در ایران خواهد داشت.

عبدو در خصوص پرسش اول گفت: مبارزه از طریق گفتمان"جنبش اجتماعی" و با مشارکت بخشهای ناراضی اجتماع هنوز به صورت پراکنده ادامه دارد. واحدی اذعان کرد که "اگر از میان حوادث متعددی که در ایران به وقوع پوست، یک مورد هم در ایالات متحده آمریکا اتفاق می‌افتاد، شهروندان آمریکایی نیز دست از اعتراض برمی‌داشتند." وی همچنین افزود که اگر جنبش سبز مرده است، پس چرا دولت به رهبران این جنبش اجازه ملاقات با یکدیگر یا تجدید سازمان را نمی‌دهد؟

واحدی در رابطه با"گزینه نظامی"خاطرنشان کرد که به عنوان یک شهروند ایرانی از حمله نظامی به سرزمین مادری خود حمایت نمی‌کند اما طبیعی است که برخی از رهبران غربی بگویند این گزینه نیز "بر روی میز است" هرچند که این تهدید جدی گرفته نمی‌شود. مشاور سیاسی کروبی به حمله نظامی آمریکا به عراق اشاره کرد و گفت که حمله به ایران هزینه‌های مشابهی در پی خواهد داشت اما اگر با درایت کافی بر رژیم فشار وارد آورند، دیگر نیازی به حمله نظامی نخواهد بود.

در پایان اجلاس، سه پیشنهاد کلیدی به شرح ذیل مطرح گردید:

1- نظارت و افشای موارد نقض حقوق بشر در ایران
• دولت ایران نسبت به انتقادات بین‌المللی پرونده‌های حقوق بشر حساس است و زمانی به مسائل حقوق بشر– بویژه پرونده‌های خاص- اهتمام می‌ورزد که از لحاظ فوریت مشابه با بحث هسته‌ای در بالاترین سطح مسائل کشوری قرار گیرد. بنابراین، ایران باید ثبات کند که مطابق با قوانین بین‌المللی حقوق بشر رفتار می‌کند که البته ادعای آن را نیز دارد. ضمناً، باید به سازمان ملل متحد اجازه دهد تا با هدف نظارت و افشاسازی موارد تخلف، کلیه پرونده‌های حقوق بشر را بررسی نماید. اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا و سایر بازیگران بین‌المللی باید رویکردی منسجم اتخاذ کنند تا بدینوسیله ایران را وادار نمایند شرایط لازم برای نظارت را فراهم سازد.
• اتحادیه اروپا و آمریکا در راستای حمایت از این اقدامات باید سیاست جامعی در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران اتخاذ نمایند.

2- از حقوق و نیازهای پناهندگان ایرانی حمایت کنید
• تعداد کثیری از پناهندگان سیاسی ایران در ترکیه اقامت دارند که انتظار می‌رود این تعداد در ترکیه و اقصی نقاط جهان افزایش یابد. آمریکا، اتحادیه اروپا و ترکیه باید با رفع موانع موجود از درخواست پناهندگی شهروندان ایرانی حمایت کرده و بودجه موردنیاز برای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و سازمانهای غیردولتی فعال در حل بحران پناهندگی در ترکیه را افزایش دهند. دولت آنکارا بویژه باید کلیه امکانات لازم برای پناهندگی شهروندان ایرانی مقیم ترکیه را فراهم نماید.

3- بر کمک‌های خود به سازمانهای غیردولتی حامی جامعه مدنی ایران بیافزایید.
• سازمانهای غیردولتی خارج از ایران برای یاری رساندن به افراد و سازمانهای غیردولتی در داخل ایران به کمکهای بیشتری نیاز دارند. به طور اخص، موسسات خصوصی و دولتها باید بودجه خود را برای کمک به سازمانهای غیردولتی افزایش دهند تا آنها بتوانند کنفرانسی را در خارج از ایران سازماندهی کنند. بدین ترتیب فعالان حقوق بشر ایران می‌توانند آموزشهای لازم را کسب کنند.
• اگر ثابت شود که فعالان حقوق بشر برای شرکت در چنین کنفرانس یا کارگاه آموزشی امکان مسافرت به خارج از کشور را ندارند، پس سازمانهای غیردولتی باید به صورت آنلاین آنها را آموزش دهند.

مجریان این برنامه را بهتر بشناسیم

جنیو عبدو

جنیو عبدو مدیر برنامه ایران در بنیاد قرن و سردبیر و موسس سایت InsideIran.org. است. پیش از پیوستن به بنیاد قرن، وی رابط پروژه اتحاد تمدنها برای سازمان ملل متحد بود، پروژه‌ای که دبیرکل سازمان ملل متحد برای بهبود روابط میان جوامع غربی و اسلامی آغاز کرد.

وی سالها به عنوان خبرنگار خارجی در خاورمیانه و جهان اسلام فعالیت نمود. از سال 1998 تا 2001، وی خبرنگار حوزه ایران برای روزنامه انگلیسی گاردین و از ستون‌‌نویسان ثابت مجله اکونومیست بود. عبدو اولین روزنامه‌نگار آمریکایی بود که پس از قطع روابط ایالات متحده آمریکا با ایران پس از انقلاب اسلامی 1979در تهران مستقر شد.

وی نویسنده کتاب "نیست خدایی به جز الله: مصر و پیروزی اسلام"(چاپ دانشگاه آکسفورد، 2009) و از نویسندگان کتاب "پاسخ فقط به خدا: دین و آزادی در ایران قرن بیست‌ویکم"(انتشارات هنری هولت، 2003) است. عنوان آخرین اثر او "مکه و خیابان اصلی: زندگی مسلمانان در آمریکای پس از 11 سپتامبر"(چاپ دانشگاه آکسفورد، 2006) است.

سباستین گراف

سباستین گراف در ژوئن 2007 به عنوان مدیر برنامه سیاست خارجی و امنیتی و مسائل فراآتلانتیکی به دفتر بنیاد هاینریش بل در واشنگتن دی سی پیوست. پیش از آن نیز به عنوان مشاور ارشد پارلمان اروپا در بروکسل فعالیت می‌کرد.

در این پست سازمانی، وی مواردی نظیر پیوستن کشورهای منطقه بالکان غربی به اتحادیه اروپا، بودجه سازمانی اتحادیه اروپا و بازار داخلی اتحادیه اروپا را بررسی می‌کرد. به عنوان پژوهشگر بنیاد "رابرت بوش"(Robert Bosch)، وی تحقیقات بسیاری در حوزه ایران داشته است و برای انجام تحقیقات خود نیز مدت زمانی را در تهران سپری کرد.

وی که متولد آلمان شرقی است، مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی، علوم اقتصادی و قوم شناسی خود را از دانشگاه لایپزیگ اخذ نموده است.


آموزش های ویژه MI6 برای اطاق فکر لندن
یکی از نکاتی که فعالین عرصه رسانه به آن اذعان دارند خطوطی می باشد که سرویس اطلاعاتی انگلیس ترسیم کرده و در مرحله بعد توسط اطاق فکر لندن آنرا اجرا می نماید.
به گزارش « جوان آنلاین» مهاجرانی ، وزیر ارشاد آقای خاتمی یکی از ارکان اصلی اجرای پروژه استحاله نظام وفروپاشی از درون در زمان صدارتش بوده است.
یکی از اهداف آشکار نام برده اسلام ستیزی های دردستگاه های فرهنگی نظام بود، که به موجب آن چند بار استیضاح ودر نهایت از وزارت ارشاد عزل گردید ، بعد از فرار وپناهندگی برنامه ریزی شده به دامان استکبار وآشکار نمودن ماهیت اصلی خود ، که هماهنگی وهمسویی و مراودات نزدیک با صهیونیستها بخشی از آن بوده است ، در لندن مهد فراری های، نقاب از چهره برداشت و چند ماه قبل از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ، حلقه ماسونی لندن را با عناصر فراری تشکیل داده وسناریوی براندازی را که در زمان خاتمی آغاز کرده بودند را در فازی بالاتر استارت زدند.
طراحی چهار پای تروآ از مهمترین دستاوردهای خوش خدمتی اش به صهیونیسم بوده است ، مهاجرانی در تازه ترین تحرکات به اصطلاح پنهانی ، یک دوره آموزشهای کابردی در فضای اغتشاش را درMi6 (سرویس جاسوسی انگلیس) پشت سر گذاشته است .
رئوس آموزشهایی که نامبرده در سرویس اطلاعاتی انگلیس گذرانده است عبارتست از :
• هجوم خبری
• اطلاع رسانی خرد(کوچک ) اما پردامنه
• خروج از بن بست اسامی
• چهره سازی های موثر
• نگتیو کردن حریف
• اصرار وتکرار
• جذب
• حصر عرصه های مبانی
• رودر رویی
• لکه سازی ،حفظ و گسترش
• و.........
کارشناسان سیاسی می گویند، دستگاه اطلاعاتی انگلیس نسبت به مهاجرانی بیش از دیگران امید بسته است و برای روشن نگهداشتن آتش فتنه وهماهنگی داخل وخارج و اجرای سناریوهای طراحی شده سرمایه گذاری زیادی روی وی نموده است .

بالاترین به شورش کشیده شد!
افتضاح بی سابقه سازمان اغتشاش در ۲۵ بهمن و اول اسفند باعث شد تا برخی از اجزای همین سازمان سر به شورش بگذارند. «بالاترین» به عنوان بخشی از همین سازمان نوشت: بادکنک سبز هر روز کم بادتر از روز قبل می شود.
به گزارش جهان به نقل از کیهان این شبکه مجازی خاطرنشان کرده است: متأسفانه و باز هم متأسفانه جنبش سبز، که با اهداف قابل احترامی متولد شد، در کمتر از دو سال کاملاً به حاشیه رفت، اهداف آن به یکباره تغییر چهره داد و دلایل هر چه که بود، باعث افول و نزول جنبش در بلند مدت شد، اهداف قابل احترام دموکراسی خواهی، جای خود را به اهداف انقلابی و براندازی داد و به شدت به ارکان جنبش ضربه زد به طوری که باعث چند دسته شدن آن شد و به نظام حاکم این فرصت را داد که با عذری موجه اپوزیسیون سبز را برانداز، منافق و اغتشاش گر بنامد.
بالاترین اضافه می کند: امروز جنبش سبز بیشتر شبیه به بادکنکی توخالی است که هر روز کم بادتر از دیروز می شود، زیرا اهدافی را که دنبال می کند، اهدافی غیر واقعی، غیر منطقی و بدون پشتوانه است. گویی ابری از توهم جلوی چشمان کسانی که فکر می کنند با بیانیه های فتوشاپی و قیام های فیس بوکی و آواتارهای سبز رنگ و... و گهگاه به خیابان ریختن و... می توانند نظام را به زیر بکشند، فرا گرفته است.
این ترمینال ارتباطی محافل ضدانقلاب از فرسوده تر شدن اپوزیسیون به خاطر اتفاقات اخیر خبر داده و می نویسد: در شرایطی که جنبش سبز چندین سر دارد و حتی یک وبلاگ نویس نیز از کنج اتاقش می تواند فرمان حضور در خیابان صادر کند، بر ماست که نگاهی از بیرون به درون چارچوب بیاندازیم. این اعلامیه دادن ها اگرچه به هیجانات دامن می زند اما کمتر کسی از مردم را راغب می کند که به مخالفان بپیوندند. این را در حوادث اخیر شاهد بودیم. مشکل دیگری که این رویکرد دارد، خسته کردن و از پا انداختن اندک فداکارانی است که جنبش برای سازمان دهی خود به آنها نیاز مبرم دارد. این گونه فراخواندن هواداران اولاً به خاطر خلوتی خیابان ها، عدم حمایت مردم از جنبش را نشان می دهد و ثانیاً جنبش را فرسوده تر می کند. باید فرصتی برای نفس کشیدن داشت.
یکی از همکاران این شبکه نیز که دچار اغتشاش کامل فکری شده می نویسد: این ها که می پرسم سؤالات یک ذهن مغشوش است و زیادپیوستگی ندارد، چون در تشویش ذهن من است؛ چرا آمریکا که ادعای حمایت از ما را دارد، فقط حرف می زند؟ چرا عکسی از ۲۵ بهمن یا اول اسفند منتشر نمی شود؟ چرا بالاترین فکری به حال امنیت کاربرانش نمی کند. و نمی گذارد که افراد history خود را ویرایش کنند؟ این شبکه روشی مناسب برای پیدا کردن ارتباطات و گرایش سیاسی اعضا می باشد و نه تنها مدرکی بسیار محکم برای پرونده سازی دستگاه اطلاعاتی، در صورت دستگیری یکی از کاربران خواهد بود بلکه به راحتی شبکه ای از افراد نیز ردیابی می شوند. چرا مردم اینهمه بیخیالند؟ چرا موسوی و کروبی را گرفتند و زلزله و قیامت نشد؟ اصلاً چرا من در بالاترین وقت تلف می کنم و نق می زنم و کار اساسی انجام نمی دهم.
هم قطار این عنصر سرخورده نیز این گونه رفقای خود را مورد خطاب قرار داده است: آخه آدم های عاقل مگر پیک نیک است که هر چند وقت یکبار قرار راهپیمایی می گذارید؟ شما یا از مبارزه چیزی نمی دونین و یا به ریش مردم می خندین! برخی از دوستان همون راهپیمایی ۲۵ خرداد ۸۸ رو هم با بازی موش و گربه به گند کشیدن. اینها فقط می خوان خونی بریزه تا بتونن امتیاز بگیرن و چونه بزنن.
یک بالاترینی هم معتقد است: این راهپیمایی و اعتراض و تجمع بود یا فشفشه ای که نیامده آب می شود؟! چند گروه کوچک و پراکنده. این طور نمایشی به ضرر ما و باعث هدر رفتن بیشتر نیروها بود.
نویسنده وبلاگ امجدیه نیز در بالاترین اشاره کرده است. این بار دیگه فقط نبوی بدبخت و مهاجرانی و مخملباف نبودند، خودمون می خواستیم اسب تراوا راه بیاندازیم.
همچنین یکی از همین عناصر ضدانقلاب در جواب مسیح علی نژاد (از همکاران فراری نشریات زنجیره ای) که نوشته بود «پارسال شعار این بود که موسوی دستگیر بشه، کروبی دستگیر بشه، ایران قیامت می شه. قیامتی که نشد هیچ، همه منتظر دیگری هم بودند. ما بی شماریم یا پرشمار؟»، تأکید کرده است: ما از روز اول هم به خاطر موسوی و کروبی به خیابان نیامده بودیم. این دو نفر فقط یک وسیله بودند تا به خیابان بیاییم. آنها خیلی از ما عقب هستند. آنها فقط وسیله بودند.

نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند 1389 توسط ایرانی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
افزایش آمار
فروشگاه نوید آنلاین - کالا را درب منزل تحویل بگیرید مبلغ آنرا به مامور پست بپردازید